یاد اون روزا بخیر که پای صحبتای مادر بزرگم می شستم.یادم میاد یه بار که داشت از قدیما صحبت می کرد مابین حرفاش گفت:الهی قربون خانم زینب برم ..زینبا ستم کشن بعد راجع به یکی از همسایه های قدیمش که اسمش زینب بود برام تعریف کرد....اون زمان من با خودم می گفتم که وااااااااااااا مگه میشه که یه آدم بخاطر اسمش سختی بکشه؟.....
. ولی حالا حس میکنم که شاید حکمتی داره..
نظر شما چیه؟